سزاوار این نیستم که من در باغ باشم و او در گلستان

که من خوب باشم و او عالی

که من صاف باشم و و آئینه

که من خندان باشم و او خوشحال

مگر نه این است که من با تمام پول هایم برای پدر هدیه خریدم!!

ولی او چه ؟!!

تنها یک لبخند.