انسان های بزرگ
برای انسان های بزرگ بن بستی وجود ندارد.
چون بر این باورند که :
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.
***
برای انسان های بزرگ بن بستی وجود ندارد.
چون بر این باورند که :
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.
***
۲-آیا می دانید عریض ترین آبشار جهان چه نام دارد ؟
۳-آیا می دانید وسیع ترین دریاچه ی جهان چه نام دارد؟
۴-آیا می دانید عمیق ترین دریاچه جهان چه نام دارد؟
۵-آیا می دانید مرتفع ترین دریاچه جهان چه نام دارد؟
جوابها:
۱-آنجل(در ونزوئلا) ۲-نیاگارا ۳-خزر(در شمال ایران)
۴-بایکال(در روسیه) ۵-تی تی کا کا(مرز کشورهای بولیوی و پرو)

تحقيقات نشان مي دهد كه مصرف كلم به صورت خام، پخته و يا آبپز در سركه، براي يكبار در هفته حدود 66 درصد احتمال بروز سرطان روده بزرگ را كاهش مي دهد (دكتر جيم دوك عضو انجمن گياه شناسان روزي يك كاسه كلم مي خوردند تا از سرطان روده بزرگ كه در خانواده اش ارثي است جلوگيري كند).
اين سبزي داراي يك ماده شيميايي به نام indole ايندول مي باشد كه راديكالهاي آزاد را كنترل مي كند. اين راديكالهاي آزاد طي فرايندي اكسيداسيون كرده و مي توانند ساختار سلولها را تغييرداده و يا حتي آنها را از بين ببرند. همچنين كلم داراي كلروفيل، ويتامين E، C و ديگر مواد براي مقابله با سرطان است.
منبع : http://www.iranmania.com/
زلزله لرزش ناگهانی پوسته جامد زمین است که هر از چند گاهی در نواحی که بر روی بند زلزله خیز قرار دارند رخ میدهد. این پدیده طبیعی دارای خصوصیات و ویژگیهای منحصر به فردی است، که آگاهی از پدیدههای همراه زلزله ، شناخت گسلها و انواع آن در تعیین الگوی لرزه زمین ساخت و رژیم لرزه خیزی مناطق مختلف دارای اهمیت است.
زلزله چیست؟
لرزش ناگهانی پوستههای جامد زمین ، زلزله یا زمین لرزه نامیده میشود. دلیل اصلی وقوع زلزله را میتوان افزایش فشار بیش از حد داخل سنگها و طبقات درونی زمین بیان نمود. این فشار به حدی است که در سنگ گسستگی بوجود میآید و دو قطعه سنگ در امتداد سطح شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت میکنند. به سطح شکستگی که توأم با جابجایی است، گسل گفته میشود. وقتی که سنگ شکسته میشود، مقدار انرژی که در زمان طولانی در برابر شکستگی حالتهای مختلفی را برای آزادسازی انرژی نهفته شده بوجود میآورد.
بطوری که در ابتدا فشار و نیروهای درونی ممکن است باعث ایجاد یکسری لرزههای خفیف و کوچک در سنگها شود که پیش لرزه نامیده میشود. بعد از اینکه فشار درونی بر مقاومت سنگها غلبه کرد انرژی نهفته آزاد میگردد و زمین لرزه اصلی رخ میدهد، البته نباید از اثر لرزشهای کوچکی که بعد از زمین لرزه اصلی نیز اتفاق میافتد و به نام پس لرزه معروف هستند، چشم پوشی کرد. لرزه ، پیش لرزه ، لرزه اصلی و پس لرزه مجموعا یک زمین لرزه را نشان میدهند.
باید توجه داشت که تمام زلزلهها با پیش لرزهها همراه نیست و همچنین پیش لرزه را نمیتوان مقدمه وقوع یک زلزله بزرگ دانست، زیرا در بسیاری از موارد یک زلزله مخرب خود یک پیش لرزه فوق العاده مخربی بوده است که در تعقیب آن اتفاق افتاده است. همچنین در بسیاری از زمین لرزهها زلزله اصلی بدون هیچ لرزه قبلی و یکباره اتفاق میافتند، زلزلههایی هم در اثر عوامل دیگر مثل ریزشها (مثلا ریزش سقف بخارهای آهکی و زمین لغزشها) و یا در بعضی موارد فعالیتهای آتشفشانی نیز بوجود میآید که مقدار و شدت آنها کمتر است.
چرا زلزله بوجود میآید؟
به درستی مشخص نیست که چرا زلزله بوجود میآید، اما همانطور که قبلا اشاره شد تجمع انرژی در درون زمین از یک طرف و افزایش نیروی زیاد در درون زمین و عدم تحکمل طبقات زمین برای نگهداری این انرژی از طرف دیگر موجب شکسته شدن زمین در بعضی نقاط آن شده و انرژی از محل آن آزاد می شود. این شکستگی که اکثرا با جابجایی زمین اتفاق میافتد باعث خطرات و ایجاد لرزش زمین میشود که به آن زلزله گفته میشود.
اما این انرژی از کجا می آید؟ برخی معتقدند که زمین از ورقههایی تشکیل شده است که این ورقهها با صفحاتی که در کنار هم قرار دارند به یکدیگر فشار وارد کرده و باعث میشوند که ورقههایی که دارای وزن کمتری هستند به داخل زمین فرو روند (این پدیده در اصطلاح علمی فرو رانش صفحات گفته میشود). همچنین ممکن است که ورقهها در کنار یکدیگر به هم فشرده شوند. در اثر فرو رانش و پایین رفتن صفحه به درون زمین و به دلیل افزایش فشار و دمای طبقات درونی ، ورقه شروع به گرم شدن و ذوب شدن میکند و مواد مذاب حاصله سبک شده و مجددا به سمت بالا حرکت کرده و فشاری را به طبقات مجاور وارد میکند.
ترکیب این نیروها در درون زمین باعث ایجاد یک حالت عدم تعادل انرژی میشود، این وضعیت تا زمانی که طبقات فوقانی و سطحی زمین تحمل مقاومت در برابر آن را داشته باشند حفظ میگردد. اما زمانی که سنگها دیگر تحمل این فشارها را نداشته باشند، انرژی به یکباره آزاد میگردد و زلزله بوجود میآید. البته این بدان مفهوم نیست که تمامی زلزلهها بدین طریق ایجاد میشوند، بلکه میتوان گفت بخش اصلی زمین لرزهها ، با این فرضیه قابل توجیه است.
رابطه گسل با زلزله
رابطه گسل - زلزله دو طرفه میباشد. یعنی وجود گسلهای فراوان در یک منطقه سبب بروز زلزله میگردد. این زلزله به نوبه خود سبب ایجاد گسل جدیدی گردیده و نتیجتا تعداد شکستگیها زیادتر شده و به این ترتیب قابلیت لزره خیزی منطقه افزایش مییابد.
نحوه آزاد شدن انرژی زلزله
ممکن است یک موج زلزله ، به عبارتی دیگر این موضوع به نحوه آزاد شدن انرژی زلزله بستگی دارد. بطوری که انرژی زلزله بصورتهای زیر آزاد میگردند:
پیش لرزه
گاهی اوقات از بروز زلزله اصلی ، یکسری زلزلههایی با بزرگی کمتر از زلزله اصلی به وقوع میپیوندند که معمولا فراوانی آنها با نزدیک شدن به زمان وقوع لرزش اصلی ، افزایش مییابد.
لرزش اصلی
همان زلزله اصلی بوده که بواسطه آن اکثر انرژی ذخیره شده در سنگها یکباره آزاد میگردد و چنانچه دادههای مربوط به یک زلزله بزرگ غیر دستگاهی باشد مهلرزه نامیده میشود.
پس لرزه
زلزلههای خفیفتری که غالبا پس از لرزش اصلی ، از حوالی کانون زلزله اصلی منشأ میگیرند، را پس لرزه میگویند. پس لرزهها میتوانند حتی تا سالها پس از وقوع زلزلههای اصلی نیز به طول انجامد.
دسته لرزه
مجموعهای از تعداد زیادی زلزله که در یک منطقه محدود در مقطع زمانی در حد هفته تا چند ماه به وقوع میپیوندد. دسته لرزهها غالبا در نواحی آتشفشانی دیده میشوند.
ریز لرزه
زلزلههای ضعیفی هستند که بزرگی آنها 3 ریشتر و یا کمتر از 3 بوده و غالبا افزایش ناگهانی و نامنظم آنها نشانه قریب الوقوع بودن مهلرزه یا زلزله اصلی میباشند.
موج زلزله
موج زلزله موجی است که از طریق زمین حرکت می کند، که اغلب سبب ایجاد زمین لرزه یا انفجار می شود. امواج زلزله توسط زلزله شناسان مطالعه میشوند، و توسط لرزه نگار و زلزله سنج اندازه گیری می شوند.
بطور کلی پس از اینکه در داخل زمین زلزله ای به وجود آمد و انرژی زمین آزاد شد، این انرژی آزاد شده به صورت امواج ارتعاشی در کلیه جهات منتشر شده و انرژی زلزله را با خود منتقل مینمایند.
انواع امواج زلزله
امواج زمین لرزه با توجه به حرکتشان در داخل یا سطح زمین به دو دسته تقسیم میشوند:
امواج داخلی یا پیکری
دسته ای از امواح لرزه ای هستند که در درون زمین حرکت کرده و در تمامی جهات منتشر میشوند و با سرعتی بیش از موجهای سطحی حرکت می نمایند. امواج داخلی نیز به دو گروه امواج طولی یا اولیه و امواج عرضی یا ثانویه قابل تقسیم هستند.
منابع
به همراه اسناد و عکس و نقشه تاریخی
منبع:http://forum.webzist.com/
صرف نظر از نوع بلفاریت، علائمی که به طور معمول در بلفاریت دیده می شوند عبارتند از: خارش، سوزش، اشک ریزش، احساس جسم خارجی، پوسته پوسته شدن (روی مژهها و در گوشه چشم یا روی پلک)، خشکی و قرمزی لبههای پلک.
در صورت وجود چنین علائمی مراجعه به چشم پزشک لازم است.
در صورتی که بلفاریت ناشی از عفونت میکروبی باشد، ممکن است در دراز مدت سبب ضخیم شدن لبههای پلک، متسع شدن مویرگها، تریشیازیس(رشد معکوس مژهها به طرف داخل چشم)، ریزش مژهها، اکتروپیون (برگشتن پلک به طرف خارج) و انتروپیون (برگشتن پلکها به طرف داخل) شود. همچنین یک سوم پایین قرنیه ممکن است خراشیده شود.

درمان بلفاریت
درمان بلفاریت ممکن است مشکل باشد، زیرا به طور معمول عود می کند. درمان بستگی به نوع بلفاریت دارد.
درمان ممکن است شامل کمپرس گرم روی پلکها، تمیز کردن آنها، استفاده از آنتی بیوتیک یا ماساژ پلک باشد. درمان آنتی بیوتیکی تنها در بعضی موارد لازم است. چشم پزشک ممکن است در این موارد یک پماد آنتی بیوتیک موضعی یا آنتی بیوتیک خوراکی تجویز کند.
در صورتی که غدد چربی پلکها نیز اختلال عملکرد داشته باشند، ممکن است ماساژ پلک برای خارج کردن چربی اضافی لازم باشد. نحوه انجام ماساژ در این موارد توسط چشم پزشک به بیمار آموزش داده می شود. از آنجا که بلفاریت تمایل به مزمن شدن دارد، درمان ممکن است برای مدتی طولانی ادامه یابد.
در صورتی که بیمار از لنز تماسی استفاده کند، بسته به نوع بلفاریت، چشم پزشک ممکن است از بیمار بخواهد در طول درمان بلفاریت و حتی بعد از آن از لنز استفاده نکند. برای بعضی از این بیماران، لنزهایی با نفوذپذیری بالا تجویز می شود و به بعضی دیگر توصیه می شود که دفعات تعویض لنز را بیشتر کنند. بعضی از بیماران هم در استفاده از لنز مشکل پیدا خواهند کرد و باید از روشهای دیگری برای اصلاح عیب انکساری خود استفاده کنند. بهتر است از مواد آرایشی نیز استفاده نشود، زیرا ممکن است مانع شستشوی پلک و ماساژ درمانی شود. در بعضی موارد به بیمار توصیه می شود از شامپوهای ضد شوره برای سر و ابروها استفاده کند.
دکتر پروین منصوری- متخصص پوست و مو
پرتقال میوه ای لذید است که با مصرف آن کمبود عناصر فلزی بدن رفع می شود. پرتقال مقاومت طبیعی بدن را زیاد می کند. اثر مدر، ملین و رقیق کننده خون دارد. در کم خونی و درمان سوء هضم مؤثر واقع می شود. در رفع التهاب مخاط لثه، دندان و دهان تأثیر کلی دارد. اگر بعد از پاک کردن آرایش صورت، قسمت گوشت دار و له شده پرتقال را به ملایمت بر روی پوست صورت بمالند و این عمل را با پوست گردن و شانه ها نیز انجام دهند، در بهداشت پوست و سلامت آن بسیار مفید واقع می شود.
کودکان شیرخواری که از شیر مادر استفاده نمی کنند باید روزانه دو تا سه قاشق قهوه خوری آب پرتقال تازه مصرف کنند. با آن که پرتقال میوه ای است شیرین، با این حال در کتاب های علمی جدید مصرف آن برای مبتلایان به چاقی به شرح زیر توصیه شده است:
یک عدد پرتقال و سه عدد لیموترش را که به قطعات کوچک درآمده باشند را به مدت ده دقیقه در نیم لیتر آب بجوشانند و سپس دو قاشق عسل بدان افزوده مجدداً به مدت پنج دقیقه بجوشانند و صاف کنند. مقدار مصرف محلول صاف شده پس از سرد شدن سه لیوان کوچک در روز است.
منبع:
http://020.ir/
د این جمله و امثال این جمله ها ما به کلمه ای به نام وزن اشاره می کنیم ولی در واقع منظورمان چیز دیگری است .مثلا اگر می گوییم وزن این میوه ها دو کیلو است درواقع این وزن آن ها نیست که دو کیلو هست .بلکه جرم میوه دو کیلوست.واحد شمارش وزن نیوتن است وزن درواقع نیرویی است که زمین به اجسام روی خودش وارد می کند و آن ها را به طرف مرکز خودش می کشد .ولی جرم مقدار ذرات تشکیل دهنده ء ماده است .هرچند که اگر جرم را در شتاب گرانشی زمین (که تقریبا ده می باشد) ضرب کنیم مقدار وزن جسم به دست می آید.
|
|
|
منبع
فرد تا تاریخ خود را نشناسد، نمیتواند تشخیص دهد که کجا ایستاده است. تاریخ هر کشوری بخش مهمی از هویت ملت آن کشور را تشکلیل میدهد. و ملت بیتاریخ، ملتی سرگشته و بیهویت بیش نیست که نه پیشینهاش را میشناسد و نه حالاش را، چراکه برای شناخت حال تجارب پیشینهایست که آموزشدهنده است و به ملت این امکان را میدهد تا از تکرار اشتباهات و تکرار کاریکاتوروار رویدادهای گذشته بپرهیزد.
حال سهم ما ایرانیان از تاریخ کشورمان چیست؟ ما که تاریخ معاصر خود را درست نمیشناسیم، تا برسد به تاریخ کهن، چه آموزهای میتوانیم از پیشینیانمان بیاموزیم؟ دردآور نیست که هر نسیمی، به دلیل نبود آموزش صحیح، ما را چون انسانهای بیهویت به اینسو و آنسو بکشاند؟ دردآور نیست که همان مشکل صدسال پیش هنوز برای ما مشکل روز محسوب میشود؟ اگر منِ نوعی تاریخ مشروطه را میدانستم، اگر ایرانیان تاریخ معاصرشان را میشناختند، بازهم انقلاب سال 57 بوقوع میپیوست؟ آیا ما از تاریخ نمیآموختیم که حقوق بشر، حقوقی عرفی است و با مذهب همخوانی ندارد؟ که صدسال پیش پیشوایان مسلمانمان شفاف بیان کرده بودند که مساوات و "برابری" انسانها، یکی از شعارهای مهم انقلاب 57، در اسلام امکانپذیر نیست؟ که علما به روشنی گفته بودند که با آزادی مخالفند؟ که مجتهدین نه تنها با ایجاد سینما و تئاتر، بلکه با صدور شناسنامه نیز مخالف بودند؟ که آنان برای آنکه "علما از حرمت" نیفتند مخالف باسواد شدن مردم بودند تا "از صد شاگرد که در مدرسه درس میخوانند، یک دو تاشان ملا و باسواد باشند و سایرین جاهل و تابع و مطیع علما باشند"؟ (مشروطه ایرانی، ص261)
چشمه بخشي از آب باراني كه بر سطح زمين مي بارد و به داخل زمين فرو ميرود و درلايه هاي زيرزمين حفر مي شود. قسمتي از اين آبها ذخيره شده برروي دامنه ها يا قسمتهاي پائين كوه دوباره به سطح زمين باز مي گردد، محل خروج اين آبهاي زيرزمين را چشمه مي گويند.
بوداگرایی دین و فلسفه ای مبتنی برآموزههای سیدارتا گوتاما که در حدود ۵۶۶ (پیش از میلاد) تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) میزیستهاست.
بوداگرایی بتدریج از هندوستان به سراسرآسیا، آسیای میانه، تبت، سریلانکا، آسیای جنوب شرقی و نیز کشورهای خاور دور مانند چین، مغولستان، کره و ژاپن راه یافت. بوداگرایی به عنوان دین پاکان یا Ārya dhrama در نظر گرفته میشد و یکی از ادیان شرمنی موجود است و با ۳۵۰ میلیون پیرو یکی از ادیان اصلی جهان به شمار میآید. بوداگرایی بیشتر بر کردار نیک، پرهیز از کردار بد و ورزیدگی ذهنی تاکید دارد.
آماج این ورزیدگیها پایان دادن به چرخه تولد مجدد یا سمساره است که از طریق بیداری یا درک واقعیت راستین، رسیدن به رهایی یا نیروانا صورت میگیرد.
اخلاقیات بوداگرایانه بر بن-پایههای بی گزندی و رواداری برپا شدهاست.
بوداییان همواره از روشهای درون پویی برای یافتن بینش نسبت به کارکردهای بنیادین روان آدمی و فرایندهای علّی جهان بهره میگیرند.
آثار نوشتاری بوداگرایی بسیارند و بخش ارزندهای از ادبیات دینی جهان بشمار میروند.
منبع : ویکی پدیا
بـرطـبـق انـجـمن بـين المللي سكته، اين عارضه سوميـن
دليل اصلي مرگ و مير در جهان است. بـعلاوه يك سـوم از
افرادي كه سكته كرده اند درخلال پنج سال آينده نيز ممكن است دوباره دچار اين عارضه گردد.
مردم حمله قلبي را با سكته اشـتـباه ميگيرند كه اين دو مقوله جدا هستند؛ سكته يك "حمله مغزي" بشمار مي آيد. "حملات قلبي" در عروق و بــافتهاي قلبي اتفاق ميافتند، در حاليكه سكته انحصارا در بافتهاي مغزي حادث ميگردند.
سكته ضايعات ناگهاني در عملكرد مغز ميباشد كه بدليل انسداد يا پارگي عروق منتهي و يا دروني مغز پديد مي آيـد و اغـلب منـجر بـه نـمـايان شـدن عوارض وخيمي از قبيل از عدم هماهنگي و تعادل و نيز سبب تـكـلم نا مفهوم مي گـردد كه اين بستگي به ناحيه صدمه ديده در مغـز دارد. همچنين سكته را بـه يـك عـارضه مـغــزي و يا مغزي-عروقي نيز تعبير ميكنند.
وقتي كه يك رگ خوني ( سرخرگ ) منتهي به مغز پاره شده و يا توسط يك لخته خوني مسدود گـردد، عارضـه سكته پـديـد مي آيـد. بـعـد از 4 الـي 5 دقيـقه كوتاه، سـلول هاي عصبي در آن ناحيه آسيب ديده و از بين مي روند. در نتيجه بخشي از بدن كه توسط آن ناحيه آسيب ديده در مغز كنترل مي شود، نمي تواند خوب عمل نمايد. اگر در ظـرف يـك سـاعـت جـريـان خون دوباره برقرار نگردد، معمولا صدماتي دائمي و جبران ناپذير در مـغـز ايجاد مي گردد.
سكته هاي مغزي به دو دسته عمده تقسيم ميشوند: ايسكميك (كم خوني موضعي) و همورهاجيك ( خون ريزشي)
بدن همه جانوران از سلول هاي مختلفي درست شده است و كارهاي متفاوتي انجام مي دهند.
اما در همه ي سلول ها سه قسمت اصلي غشاء، هسته و سيتوپلاسم ديده مي شود.
غشاء: اطراف همه ي سلول ها را پرده نازكي به نام پوسته سلولي يا غشاء پوشانده است.
غشاء سلول بر ورود و خروج مواد نظارت دارد.
پوسته ي سلول مانند صافي نيست بلكه توانايي انتخاب دارد و هر چه را كه سلول لازم دارد از محيط مي گيرد.

راه هاي عبور مواد از غشاء سلول:
1) انتشار:
يكي از راه هاي عبور مواد از غشاء سلول انتشار است. بر اساس اين پديده مواد از جايي كه غلظت زيادتري دارند به جايي كه غلظت كمتري دارند منتقل مي شوند.
2) انتقال فعال:
گاهي مواد بايد در جهت عكس شيب غلظت منتقل شوند. اين نوع انتقال را انتقال فعال مي گويند. در اين روش براي انتقال مواد انرژي مصرف مي شود. در غشاء سلول پمپ هايي وجود دارد كه با مصرف(ATP) به كار مي افتد و به فرآيند انتقال فعال كمك مي كند.


اين پمپ ها مواد لازم و حياتي را به درون سلول مي برند و يا مواد سمي درون سلول را به بيرون انتقال مي دهند.
3) هسته
هسته سلول مركز فرماندهي سلول است. اين بخش بر كارهاي سلول نظارت و كنترل دارد. در درون هسته سلول رشته هاي به نام كروموزم وجود دارد. و در درون كروموزم ها مولكول هاي DNA وجود دارد. DNA سلول تعيين كننده ويژگي هاي ارثي جاندار است.
سيتوپلاسم:
فضاي اطراف هسته سلول سيتوپلاسم نام دارد. در درون سيتوپلاسم اجزاي مختلفي وجود دارد كه اندامك هاي درون سيتوپلاسم نام دارد هر يك از اين اندامك ها وظايف خاصي مانند، تغذيه ، تنفس سلول، توليد انرژي ، توليد پروتئين و ... بر عهده داند اين اندامك ها عبارتنداز:
1) ريبوزم ها:
ريبوزم ها ذرات كوچك و كروي شكلي هستند، قطر آنها 150 الي 200 آنگستروم است. ريبوزم ها در تمام سلول ها وجود دارند كه نحوه پخش و پراكندگي آنها يكسان نيست. اين ذرات در درون سيتوپلاسم به حالت آزاد و يا چسبيده به شبكه ي آندوپلاسمي ديده مي شوند.
ريبوزم ها در ساختن پروتئين شركت مي كنند و در درون سلول هاي فعال بدن تعداد آنها زيادتر است.
شبكه آندوپلاسمي
شبكه آندوپلاسمي: سلول مجموعه ي مجاري كم و بيش منظمي است كه از غشاء سلول شروع شده و محيط هسته ي سلول را احاطه مي كند. و به طور منظم و در فواصلي از آن منافذي به قطر 500 انگستروم وجود دارد.

وظايف شبكه آندوپلاسمي
1) ذخيره پروتئين ساخته شده
2) انتقال مواد از يك نقطه به نقطه ديگر
3) ساخته شدن بعضي از مواد استروئيدي در مهره داران
4) كنترل تبادلات مختلف بين فضاي هسته و مخازن اين دستگاه
دستگاه گلژي
دستگاه گلژي از تعدادي كيسه هاي مسطح و به هم چسبيده تشكيل مي شود كه از قسمت محيطي آنها بخش هايي به حالت جوانه پديدار مي شوند. درداخل كيسه ها مواد مختلفي ذخيره و غليظ مي شوند سپس به درون وزيكول يا حباب هاي اطراف فرستاده شده و به داخل سيتوپلاسم آزاد مي شوند.
ميتوكندري: اين اندام سلولي به اشكال مختلف استوانه اي ، دو طرف گرد و يا كروي در سيتوپلاسم سلول هاي مختلف ديده مي شوند.
ميتوكندري ها فعاليت هاي مختلفي از قبيل تنفس سلولي تغليظ مواد مختلف و پديده هاي سنتر و حركات را انجام مي دهند.
كلروپلاست: اين اندامك در كليه گياهان سبز ديده مي شوند.
در درون آنها رنگ دانه هايي از قبيل كلروفيل ، كارتنوئيدها ديده مي شوند. وظيفه پلاست ها ساختن و ذخيره مواد غذايي مانند نشاسته، چوب، و پروتئين است.
منبع
كليات
كار اصلي چشم آن است كه نورهايي را كه از خارج دريافت مي كند طوري روي پرده شبكيه متمركز كند كه تصوير دقيقي از شيء مورد نظر روي پرده شبكيه ايجاد شود. شبكيه اين تصاوير را به صورت پيام هاي عصبي به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند. بنابراين براي واضح ديدن، قبل از هرچيز لازم است كه نور به طور دقيق روي پرده شبكيه متمركز شود.
ساختمان چشم شبيه يك كره است. در قسمت جلوي اين كره يك پنجره شفاف به نام قرنيه وجود دارد. نور از محيط خارج وارد قرنيه شده پس از عبور از مردمك به عدسي مي رسد. عدسي نور را به صورت دقيق روي شبكيه متمركز مي كند تا تصوير واضحي بر روي شبكيه ايجاد شود.
براي آنكه اشياء به صورت دقيق و واضح ديده شوند لازم است مسيري كه نور در چشم طي مي كند شفاف باشد و قرنيه و عدسي نور را درست روي شبكيه متمركز كنند.
وقتي جسم نوك تيزي به چشم ما نزديك مي شود ما بي اختيار پلك ها را مي بنديم. پلك ها در حقيقت ساختمان هاي تمايز يافته اي از جنس پوست و عضلات زير پوستي هستند كه وظيفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل يك صافي از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگيري مي كنند. خود پلك ها دو وظيفه مهم دارند: اول آنكه مثل يك ديوار دفاعي جلوي قسمت عمده اي از كره چشم را مي گيرند و از كره چشم محافظت مي كنند، دوم آنكه پلك ها هر 5 تا 10 ثانيه يك بار باز و بسته مي شوند كه اين امر به شسته شدن ميكروب ها و ذرات خارجي از سطح چشم كمك مي كنند و در حقيقت سطح چشم را جارو مي كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزيع يكنواخت اشك بر روي كره چشم كمك مي كند.
ملتحمه يك لايه شفاف محافظ است كه سطح داخلي پلك ها و روي سفيدي كره چشم را مي پوشاند. در ملتحمه رگ هاي خوني و گلبول هاي سفيد به مقدار زيادي وجود دارد. اين رگ ها و سلول هاي دفاعي تا حد زيادي از ورود ميكروب ها و عوامل بيماري زا به قسمت هاي عمقي چشم جلوگيري مي كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه مي دارد و در حقيقت سطح چشم را روغنكاري مي كند كه اين امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف مي شود.
قرنيه قسمت شفاف جلوي كره چشم است كه از پشت آن ساختمان هاي داخلي تر كره چشم مثل عنبيه و مردمك ديده مي شود. قرنيه چشم را مي توان به شيشه پنجره تشبيه كرد. همانطور كه اگر شيشه پنجره كثيف باشد اشياء بيرون تار ديده مي شوند، اگر بر روي قرنيه كسي لكه يا كدورتي وجود داشته باشد فرد اشياء را تار مي بيند. به علاوه همانطور كه از پشت يك شيشه موجدار يا مشجر اشياء كج و كوله و ناصاف ديده مي شوند. در صورتي كه سطح قرنيه ناهموار باشد اشياء ناصاف و تار ديده مي شوند.
البته قرنيه انسان يك تفاوت مهم با شيشه پنجره دارد و آن هم اينكه شيشه پنجره يك سطح صاف است در حاليكه قرنيه بخشي از يك كره است. اين ساختمان كروي باعث مي شود كه قرنيه چشم مثل يك ذره بين عمل كند و نورهايي را كه از محيط خارج وارد كره چشم مي شوند به صورت پرتوهاي همگرا درآورد كه تصوير واضحي روي شبكيه ايجاد كنند. البته در همه افراد اين امر به صورت دقيق اتفاقي نمي افتد. مثلاً اگر انحناي قرنيه كسي بيشتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتد در جلوي پرده شبكيه تشكيل مي شود. چنين فردي نزديك بين (ميوپ) است. همچنين اگر انحناي قرنيه كسي كمتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتند در پشت آن تشكيل مي شوند. چنين فردي دوربين (هيپروپ) است. به طوري كه مي بينيم قرنيه افراد نقش مهمي در تعيين دوربيني يا نزديك بيني يا شماره چشم افراد دارد. به همين علت اكثر روش هاي جراحي براي اصلاح ديد و شماره عينك روي اين بخش از چشم انجام مي گيرد. مثلاً در روش هاي ليزر (PRK)، ليزيك(LASIK)، لازك(LASEK) و جراحي با تيغه الماس (RK) مقدار انحناي قرنيه تغيير مي كند و شماره چشم فرد اصلاح مي شود. همچنين استفاده از لنز تماسي (كنتاكت لنز) كمك مي كند كه انحناي قرنيه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و ديد فرد اصلاح شود.
عنبيه بخش رنگي پشت قرنيه است كه رنگ چشم افراد را تعيين مي كند. رنگ اين بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبي و سبز تا عسلي و قهوه اي تغيير مي كند. در وسط عنبيه سوراخي به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظيم مي كند. كار مردمك مثل پرده اي است كه پشت پنجره آويزان شده و نور ورودي به اتاق را كم و زياد مي كند. همانطور كه وقتي نور خارج شديد و زياد باشد، پرده را مي بنديم تا نور كمتري به اتاق وارد شود، وقتي چشم در محيط پر نور قرار مي گيرد مردمك تنگ مي شود تا مقدار نور كمتري وارد چشم شود. به همين صورت وقتي چشم در محيط كم نور قرار مي گيرد مردمك گشاد مي شود تا نور بيشتري وارد چشم شود.
اتاق قدامي فضاي كوچكي است كه بين قرنيه و عنبيه قرار دارد. در اين فضا مايعي به نام زلاليه جريان دارد كه به شستشو و تغذيه بافت هاي داخل چشم كمك مي كند. همانطور كه در يك استخر براي پاك ماندن استخر مرتباً مقداري آب خارج مي شود و به جاي آن آب تصفيه شده وارد مي شود، در چشم هم مرتباً مقداري از مايع زلاليه خارج مي شود و مايع زلاليه جديدي كه در چشم توليد شده است جايگزين آن مي شود. اگر به هر دليلي تعادل بين توليد و خروج اين مايع به هم بخورد مقدار مايع زلاليه در چشم افزايش پيدا مي كند و فشار داخل كره چشم از حد طبيعي بيشتر مي شود. (مقدار طبيعي فشار چشم در افراد بالغ بين 10 تا 21 ميلي متر جيوه است). بالا رفتن فشار چشم به پرده شبكيه و عصب بينايي آسيب مي زند و باعث بيماري آب سياه يا گلوكوم مي شود.
عدسي يك ساختمان شفاف در پشت عنبيه است كه در متمركز كردن دقيق پرتوهاي نور بر روي شبكيه به قرنيه كمك مي كند. ضخامت عدسي چشم در شرايط مختلف تغيير مي كند و بسته به آنكه شيء مورد نظر در چه فاصله اي از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسي كم و زياد مي شود. بنابراين فرد مي تواند اشياء را در فواصل مختلف (از بي نهايت تا حدود 20 سانتي متري و گاهي نزديك تر) به طور واضح ببيند. هرچه سن افراد بيشتر مي شود قدرت تغيير شكل عدسي كمتر مي شود به طوري كه در حدود سن 40 سالگي قدرت تغيير شكل عدسي آنقدر كم مي شود كه اكثر افراد براي ديدن اشياء نزديك و انجام كارهايي مثل مطالعه و خياطي به عينك كمكي براي ديد نزديك (عينك مطالعه) نياز پيدا مي كنند. اين همان حالتي است كه به آن پير چشمي گفته مي شود.
با گذشت سن علاوه بر آنكه قدرت تغيير شكل عدسي كم مي شود ميزان شفافيت عدسي هم كم مي شود. گاهي كدورت عدسي آنقدر زياد مي شود كه مثل پرده اي ديد فرد را تار مي كند. اين كدورت عدسي را اصطلاحاً آب مرواريد يا كاتاراكت مي گويند.
زجاجيه مايع ژله مانند شفافي است كه داخل كره چشم را پر مي كند و به آن شكل مي دهد.. زجاجيه از پشت عدسي تا روي پرده شبكيه وجود دارد.. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجيه تغيير مي كند و در بعضي جاها حالت آبكي پيدا مي كند. در اين حال بعضي قسمت هاي زجاجيه شفافيت خود را از دست مي دهد و سايه اي روي پرده شبكيه مي اندازد كه فرد آن را به صورت اجسام شناور كوچكي مي بيند كه مثل مگس در ميدان بينايي بالا و پايين مي روند. اين حالت اصطلاحاً مگس پران گفته مي شود.
شبكيه يك پرده نازك حساس به نور (شبيه فيلم عكاسي) است كه در عقب كره چشم قرار دارد. پرتوهاي نوري كه به شبكيه برخورد مي كنند به پيام هاي عصبي تبديل مي شوند كه از طريق عصب بينايي به مغز منتقل مي شوند و در مغز تفسير مي شوند.
در شبكيه انسان انواع مختلفي از سلول هاي گيرنده نوري وجود دارد كه ميزان حساسيت آن ها به نور متفاوت است. گيرنده هاي نوري استوانه اي بيشتر براي ديد در محيط هاي تاريك به كار مي روند. گيرنده هاي مخروطي براي تشخيص رنگ و جزئيات ظريف تمايز يافته اند. ترتيب قرار گيري اين سلول ها در شبكيه طوري است كه در ناحيه مركزي شبكيه (ماكولا) تعداد گيرنده هاي مخروطي بيشتر است. بنابراين وقتي فردي به صورت مستقيم به شيئي نگاه مي كند تصوير آن شيء مستقيماً روي ماكولا در جايي مي افتد كه تعداد سلول هاي مخروطي بيشتر است و در نتيجه شيء با وضوح بيشتري مشاهده مي شود.
مشيميه پرده نازك سياه رنگي است كه دور شبكيه را احاطه كرده است. اين پرده تعداد زيادي رگ هاي خوني دارد كه مواد غذايي را به بخش هايي از شبكيه مي رساند. به علاوه سلول هاي اين لايه حاوي تعداد زيادي رنگ دانه سياه ملانين است كه رنگ سياهي به اين بخش از چشم مي دهد. وجود رنگ سياه مانع از انعكاس نورهاي اضافي در داخل كره چشم مي شود و به تشكيل تصوير واضحتر كمك مي كند.
صلبيه بخش سفيد رنگ نسبتاً محكمي است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنيه را مي پوشاند و از ساختمان هاي داخل كره چشم محافظت مي كند. اين بخش از چشم اثر مستقيمي در فرايند بينايي ندارد و در واقع مثل يك اسكلت خارجي از كره چشم محافظت مي كند.
عصب بينايي كه رابط كره چشم و مغز مي باشد از عقب كره چشم خارج مي شود و از طريق سوراخي در استخوان پروانه اي جمجمه به مغز مي رسد. اين عصب پيام هاي بينايي را به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند.
براي آنكه ما بتوانيم اشياء را در جهات مختلف ببينيم لازم است بتوانيم چشم را در جهات مختلف بالا، پايين، چپ و راست بچرخانيم. حركات كره چشم در هر چشم به وسيله 6 عضله كوچك كه به اطراف كره چشم مي چسبد كنترل مي شود. بيماري اين عضلات و يا عدم هماهنگي آن ها مي تواند به انحراف چشم يا لوچي منجر شود.
برای نمونه برخی از ماهیان چون صخرههای ناهنجار و برخی مانند کرمهای لولنده هستند. بعضی تخت و مسطح چون کلوچه آردی و پارهای مانند توپ هستند. ماهیان همه گونه رنگی دارند. یعنی همه رنگهای رنگین کمان. بسیاری از ماهیان رنگهای روشن همچون رنگهای درخشان و روشن پرندگان. سرخ تند زرد آبی و ارغوانی و صدها نمونه و گونه رنگ زیبا و دلربا و طرحهای راه راه و خطوط شبیه توری یا نقطه چین دارند.
کوچکترین ماهی پیگمی گابی فیلیپینی است که کمتر از 13 میلیمتر در کمال رشد طول دارد. بزرگترین ماهی شارک وال میباشد که در رشد کامل 18 متر طول و 14 تن وزن دارد. این ماهی جانوران کوچک دریایی و گیاهان را میخورد و به طور کلی بی آزارتر از ماهیان دیگر نسبت به انسان است. خطرناکترین ماهی تنها چند کیلوگرم وزن دارد. سنگ ماهی که برآمدگی زهرداری دارد که میتواند با زهرش آدمی را در چند دقیقه بکشد. ماهیها تقریباٌ در همه آبها زندگی میکنند: در آبهای در نقطه یخ زدن قطب شمال و در رودها و جویبارهای بخارآلود جنگلهای استوایی و در جویبارهای خروشان کوهستانها و در آبهای رودهای آرام زیرزمینی. برخی از ماهیان سفرها و مهاجرتهایی سرتاسری اقیانوسی میکنند. ماهیان دیگر بیشتر زندگی خود را درون شنها و کف اقیانوسها میگذرانند. بیشتر ماهیان هرگز اب را ترک نمیگویند. اما برخی از ماهیان ممکن است ماهها در بستر خشک رودخانه زنده بمانند.
یک نوع ماهی به نام آناباس در سواحل فیلیپین، مالزی و مشرق هند وجود دارد که پس از این که بر اثر طغیان آب از آب دریا بدور و در برکهای خشک شد از میان گل و لای خزان خزان همچون خزندگان راه میروند تا خود را به دریا برساند. ماهیان برای آدمی اهیمت بسیار دارند، خوراک میلیونها نفر از مردم از ماهی فراهم میشود عدهای برای تفریح به شکار ماهی میروند و بسیاری آنها را همچون جانوران دست آموز در آکواریوم و غیره نگه میدارند. ماهیان در تعادل طبیعت نقش مهمی دارند. ماهیان گیاهان و جانوران آبزی را میخورند و باز خوراک گیاهان و جانوران میگردند و ماهیان تعادل مجموع کلی گیاهان و جانوران کرده زمین برقرار میسازند.
همه ماهیان مهره دار و دارای آلت تنفسی مخصوصی برای دم و بازدم در آب و خونسرد هستند. ماهیان نمیتوانند حرارت بدن خود را با حرارت محیط اطراف خود میزان کنند. بعلاوه تقریباٌ همه ماهیان بالهها و پرههایی دارند که در شنا کردن به کار میروند. جانوران آبی دیگر مانند دلفینها و والها شبیه ماهی به نظر میرسند گرچه مهره دار و باله دار میباشند ولی بر خلاف ماهیان بچه زا هستند و بچههای خود را شیر میدهند به علاوه بر خلاف ماهیان با شش دم و بازدم میکنند همچنین خونگرمند.
در 500 میلیون سال پیش بر زمین پدید آمدند. ماهیان نخستین جانوران مهره داران گیتی بودند بیشتر دانشمندان عقیده دارند که این ماهیان نخستین اجداد همه جانوران مهره دار بوده اند. ماهیان برای آدمی سودهای فراوانی داشتهاند خوراک عمده بسیاری از مردمان است. از جمله ژاپن و نروژ را تشکیل میدهد.در کشورهای دیگر مردم ماهی را ضمن خوراکهای دیگر میخورند.
ماهیها را میتوان تقریباً در همه نوع آب، چه شیرین چه شور، چه کم عمق درست زیر سطح آب و چه با عمق هزاران متر یافت. ولیکن دریاچههای بسیار شور همانند دریاچه گریت سالت Great salt lake واقع در ایالت یوتای امریکا زیستگاه خوبی برای زندگی ماهیها نیست. بعضی از گونههای ماهی فقط جهت نگهداری و نمایش در اکواریوم پرورش داده میشوند. ماهیها بهعنوان یک منبع مهم مواد غذایی بشمار میآیند. دیگر جانوران آبزی نظیر نرم تنان و سخت پوستان که معمولاً ماهی صدف نامیده میشوند.) اغلب زمانی بهعنوان ماهی در نظر گرفته میشوند که بهعنوان غذا مورد استفاد قرار گیرند. گرفتن ماهی بهعنوان غذا و یا به منظور ورزش، ماهی گیری نامیده میشود. برداشت سالانه از تمام حوزههای ماهیگیری جهان در حدود 100 میلیون تن میباشد.
صید بی رویه ماهی نسل گونههای مختلف ماهی را به خطر انداخته است. گزارشی که در 15 میسال 2003 در مجله Nature منتشر شده، حاکی از این بود که صید بی رویه سازمان یافته گونههای مختلف ماهی در اقیانوسهای بزرگ به حدی زیاد بوده است که تنها کمتر از 10 در صد از تعداد ماهیهایی که در سال 1950 وجود داشتند، باقی مانده اند. بویژه کوسه ها، ماهیهای روغن (کاد مُرُو)ی اقیانوس اطلس و ماهیهای ساردین اقیانوس آرام در خطر میباشند. نویسندگان بر کاهش، جدی، سریع و فوری صید ماهی و محافظت از زیستگاههای اقیانوسی در سرتاسر جهان توصیه اکید دارند.
ماهی بهوسیله حرکت دادن قسمت عقبی بدن خود به سمت جلو حرکت میکند. ماهیچههای که دو طرف ستون فقرات (اسخوانهای پشتی) او را پوشاندهاند حرکت دم او را کنترل میکنند ماهی ابتدا این ماهیچه را به یک طرف میکشاند و بعد به طرف دیگر و همزمان دم خود را از یک طرف به طرف دیگر حرکت میدهد و به این ترتیب به جلو حرکت میکند ماهیها برای حرکت به سمتهای راست و چپ و همچنین بالا و پایین از بالههای خود استفاده میکنند.
منبع
منبع
كانال پاناما با 80 كيلومتر(50 مايل) اقيانوس اطلس و اقيانوس آرام را به هم متصل كرده است.
اين كانال در پايين ترين سطح ممكن بين دامنه هاى سرزمين كوهستانى و باريكى كه آمريكاى شمالى و جنوبى را به هم وصل كرده، احداث شده است.
ارتفاع اصلى اين سرزمين از سطح دريا 90 متر مى باشد.
به طور متوسط هر كشتى طول كانال را در مدت 8 تا 10 ساعت طى مى كند و در اين مدت كاركنان كشتى ها مى توانند يكى از زيبا ترين و مدرنترين طراحى هاى مهندسى را ببينند.
قسمت هاى اصلى اين كانال عبارتند از : درياچه گاتن ((Gatun lak)), بريدگى گيلارد (Gaillard cut) و 3 سد متحرك (lock) به نام هاى ميرا فلورس : پدرو ميگوئل و گاتن (Mira flores, Pedro Miguel, Gatun) .
درآمد خالص دولت پاناما در طول 5 سال گذشته، ازكانال پاناما بدين قرار اعلام شده است:
سال 2000 : 8/166 ميليون دلار
سال 2001 : 2/215 ميليون دلار
سال 2002 : 6/270 ميليون دلار
سال 2003 : 5/293 ميليون دلار
سال 2004 : 2/386 ميليون دلار
نكات جالبى در مورد كانال :
ـ كشتى جنگى آنكان در 15 آگوست 1914، اولين عبور را از كانال پاناما انجام داد.
ـ در سال 2004 تعداد 14035 كشتى از كانال عبور كردهاند كه تناژ خالص آنها بالغ بر 9/266 ميليون تن بوده است.
ـ كمترين حق ترانزيت توسط آقاى ريچارد هاليبرتون در سال 1928 بوده كه طول كانال را با شنا طى كرده است. او براى اين منظورتنها 36 سنت پرداخت كرد.
ـ كشتى تانكر آركو تگزاس (Arco Texas) با داشتن 65 هزار و 299 تن محموله نفتى، ركورد حمل بيشترين مقدار بار را در كانال پاناما دارد.
ـ طويل ترين كشتى كه كانال پاناما را طى كرده، كشتى ماركونا پروسپوكتر با طول 299 متر و عرض 6/32 متر بوده است.
ـ ناو جنگى نيوجرسى، عريض ترين شناورى بوده كه از اين كانال عبور كرده است. طول اين كشتى 2/294 و عرض آن 91/32 متر بوده است.
ـ سريعترين عبور از كانال مربوط به كشتى جنگى پيگاسوس (Pegasus) است كه در سال 1979 در مدت 2 ساعت و 41 دقيقه از كانال پاناما عبور كرده است.
و بالاخره كشتى ايران بجنورد در تاريخ 7 ژانويه 2006 در مدت 10 ساعت از كانال پاناما عبور كرد.
در طول اين كانال، مكان هايى جهت نشستن توريست ها براى تماشا به چشم مى خورند.
عبور از كانال پاناما به جهت مناظر جالب و سبك مهندسى خاص، براى هر دريانورد جذاب است.
جنلگهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می باشند . متوسط درجه حرارت ، در مرکز آمازون ، در حدود 30 درجه سانتیگراد (86 درجه فارنهایت) غربی ترین بخش این منطقه ، در حدود 25 درجه سانتیگراد (76 درجه فارنهایت) می باشد . تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می بارد.
- طلا(GOLD): طلا بعلت آنكه فلزي بسيار نرم و چكش
خـور مي باشد بـايد بـا فــلزات ديگـري آميـختـــه گـردد تــا
استحكام لازم را بيابد. بغير از طلاي 24 عيار مـابقي آلياژ
طلا ناميده مي گـردند. مس، نقره، نيكل و پالاديوم بــراي
استحكام بيشتر و فلز روي به ايـن خـاطر بـه طـلا افــزوده
ميگردد تا اكسيژن هوا را جذب كــرده و از اكـسيـد شــدن
مـس و نـقـره جـلوگيــري كنـــد. عـيار طلا يا همان قـيـراط
(KARAT ) درجـه خـلوص طـــلا را مشـخـص مي كند. هـر
قيـراط 1/24 درصـد كل طلا در آلياژ طلا را تعيين مي كـنـد
مختصر آن (K) و يا (KT) مي باشد. البته آن را با CARAT
كه وزن الماس و ديگر سنگهاي قيمتي را مشخص ميكند
اشتباه نگيريد. يكCARAT معادل 200 ميلي گرم ميباشد.
نشان عيار آمركايي نشان عيار اروپايي درصد خلوص طلا
-------------------------------------------------------------------------------------------
24 1000 %100
22 917 %91.7
20 833 %83.3
19 792 %79.2
18 750 %75
15 625 %62.5
14 588 %58.8
12 500 %50
10 416 %41.6
طلا (درصد طلا بيشتر از مابقي) + مس + نقره = طلاي زرد
طلا + نقره (درصد بيشتر از مابقي) + مس + روي = طلاي سبز
طلا + مس (درصد بيشتر) = طلاي قرمز (صورتي)
طلا + نيكل + پالاديوم + نقره + روي = طلاي سفيد
طلاي سفيد طبيعي خاكستري روشن مي بـاشد بـه هـمـين خاطر براي سفيد تر جلوه دادن آن از روكش روديوم (RHODIUM) براي پوشش استفاده مي كنند. و از آنـجـايـي كه روديــوم پــس مدتي ساييده مي شود بايد مجددا طلاي سفيد را روكش كرد. ايـن مدت 12 الي 18 ماه است.
حواس
حواس ما، ما را از تمام جنبه هاي محيط خود آگاه مي سازند. چشم ها اطلاعات بينايي را فراهم مي كنند؛ گوش ها صوت راتشخيص مي دهند و در تعادل نيز نقش دارند؛ بيني و زبان به ترتيب به بوها و مزه هاي مختلف پاسخ مي دهند و اعصاب حسي پوست، ما را قادر به احساس تماس فيزيكي (لمس)، تغييرات دما و درد مي كنند. در هر مورد اطلاعات محيطي كه به وسيله اعضاي حسي تشخيص داده مي شود، به وسيله اعصاب به مغز منتقل مي شوند و در آنجا مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند.
بينايي
اعضاي بينايي، چشم ها هستند. شعاع هاي نوري كه به هر چشم وارد مي شود، به وسيـله قرنيـه و عدسي متمركز شده، روي شبكيه مي افتند و يك تصوير وارونه بر روي آن تشكيـل مي دهنـد. سلـول هاي شبكيه اين تصوير را به تكان هـاي الكتريكي تبديـل مـي كنند كه از طريق عصب بينايي به مغز مي روند و در آنجا رمز گشايي شده، باعث بينايي مي شوند. عنبيه، اندازه مردمك را تغيير داده، مقدار نوري را كه به شبكيه مي رسد، كنترل مي كند. رگ هاي خوني شبكيه و لايه اي به نام مشيميه، مواد غذايي را به چشم مي رسانند
نماي شبكيه
سلول هاي شبكيه، رنگ و شدت نور را ثبت مي كنند. در پشت شبكيه، ديسك بينايي قرار دارد كه در آنجا رشته هاي عصبي به هم نزديك شده، عصب بينايي را تشكيل مي دهند و رگ هاي خوني وارد چشم مي شوند. ديسك، هيچ گونه سلول حساس به نور ندارد و«نقطه كور» خوانده مي شود. اين عكس با يك افتالموسكوپ گرفته شده است كه داخل چشم را بزرگ و روشن مي كند.
شنوايي و تعادل
گوش نه تنها وظيفه شنيدن بلكه برقراري تعادل را نيز به عهده دارد. گوش شامل قسمت هاي خارجي، مياني و داخلي است. گوش خارجي، امواج صوتي را به پرده صماخ مي رساند، باعث لرزش آن مي شود. استخوان هاي گوش مياني، اين لرزش ها را به گوش داخلي منتقل مي كنند. اين پيام ها در آنجا به پيام هاي الكتريكي تبديل مي شوند. اين پيام ها از طريق سلول هاي عصبي به مغز رفته، مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند. گوش داخلي همچنين ساختارهايي دارد كه با تشخيص وضعيت و حركت سر به تعادل كمك كرده، به ما اجازه مي دهند بدون يان كه بيافتيم، قائم بايستيم و حركت كنيم.
ساختار گوش
گوش خارجي شامل لاله (قسمت قابل مشاهده) و مجراي گوش است كه به پرده صماخ ختم مي شود. گوش مياني حاوي ۳ استخوان ظريف است كه پرده صماخ را به غشاي جدا كننده گوش مياني و داخلي، مرتبط مي كنند. حلزون كه حاوي گيرنده هاي حسي شنوايي است و نيز ساختارهاي تنظيم كننده تعادل در گوش داخلي قرار دارند.
بويايي
بوها به وسيله سلول هاي گيرنده تخصيص يافته در سقف حفره بيني تشخيص داده مي شوند. اين سلول هاي گيرنده مولكول هاي بودار موجود در هوا را تشخيص مي دهند و اين اطلاعات را به تكان هاي الكتريكي ظريفي تبديل مي كنند. اين تكانه ها از طريق عصب بويايي به پياز بويايي (انتهاي عصب بويايي) و سپس مغز منتقل مي شوند و در مغز مورد تحليل قرار مي گيرند. حس بويايي انسان بسيارحساس بوده، ما را قادر به تشخيص بيش از ۱۰۰۰۰ بوي مختلف مي كند.
گيرنده هاي بويايي
مولكولهاي بودار با ورود به بيني، مژه هاي (موهاي ظريف)متصل به سلول هاي گيرنده سقف حفره بيني را تحريك مي كنند. اين گيرنده ها پيام ها را از طريق عصب بويايي به پياز بويايي متصل مي كند كه پيام ها را به مغز مي برد
چشايي
مزه ها به وسيله جوانه هاي چشايي تشخيص داده مي شوند اين ساختارها در دهان و گلو قرار دارند و اكثر آنها (حدود ۱۰۰۰۰ عدد) در سطح فوقاني زبان واقع شده اند. آنها تنها مي توانند۴ مزه اصلي را تشخيص دهند. شيريني، ترشي، شوري و تلخي. هر مزه به وسيله جوانه هاي چشايي واقع در يك ناحيه خاص از زبان تشخيص داده مي شود: تلخي در پشت، ترشي در كناره ها، شوري در جلو و شيريني در نوك. حس بويايي ما به همراه اين4 مزه اصلي، ما را قادر به افتراق طيف وسيعي از مزه هاي جزئي تر مي كند.
ساختار جوانه چشايي
مواد داخل دهان در تماس با موهاي ظريفي قرارمي گيرند كه روي جوانه هاي چشايي زبان واقع هستند. اين موها، تكانه هايي عصبي توليد مي كنند كه از طريق رشته هاي عصبي به يك ناحيه تخصص يافته در مغز مي روند
لامسه
حس لامسه شامل حواسي چون درد، فشار، ارتعاش و دماست. اين به وسيله دو نوع گيرنده واقع در زير سطح پوست، تشخيص داده مي شوند: انتهاهاي عصبي آزاد (بدون پوشش) و انتهاهاي عصبي پوشيده به صورت اجسام حسي، انواع مختلف انتهاهاي عصبي يا اجسام حسي، حواس ويژه را مي گيرند. تعداد گيرنده ها در بدن فرق مي كند: براي مثال، نوك انگشتان دست به شدت حساس هستند و گيرنده هاي زيادي دارند در حالي كه ناحيه مياني پشت گيرنده هاي كمتري دارد
گيرنده هاي لامسه
لمس به وسيله گيرنده هاي مختلفي در سطوح مختلف پوست انجـام مـي شـود. گيرنده هاي عصبي آزاد در نزديك سطح پوست، به لمس، درد، فشــار و دمــا پـاسـخ مــي دهند. كه اجسام مركل و مايسنر، لمس ظريف و اجسام پاچيني، فشار عمقي و ارتعاش را تشخيص مي دهند
منبع
به منظور آشنايي با ساختمان استروييدها قدري درباره ترکيبات هيدروسيکليک صحبت ميکنيم. اين ترکيبات از کوچکترين حلقه يعني C3 H6
سيکلوپروپان شروع شده و ترکيبات مختلفي از اين ماده که اثر بي هوشي داردسنتز شده مثل سيکلوپروپيل متيل اتر با اثر حشره کشي و سيکلورفان با اثر آنتا گونيستي مرفين . ديگر ترکيبات مجتمع است که بيشتر در آلکالوييدهاي گل هاي پيرتروم شامل سينرين ها و پيرترين ها بوده که خاصيت ضد حشره قوی دارند. ترکیبات شول موگرا جزو سیکلوپنتان ها هستند که اثر ضد جذام دارند و در این دسته ترکیبات دیده می شود و مهم ترین این اسید ها عبارتند از : اسید هیدنوکارپیک ٬ اسید شول موگریک ٬ اسید ستوشول موگریک و اسید گولیک و چون اسید ها روغنی هستند میزان جذب و امولسیون شدن آنها در بدن کم است لذا برای بالا بردن حلالیت و قدرت امولسیونه آنها امروزه ترکیبات صابونی قلیایی یا استرها یا اترهای امینوالکل آنها را مورد استفاده قرار می دهند تا این ترکیبات اسیدی روغنی به صورت ذرات ریز میکروسکوپی پایدار شوند و بدین ترتیب مناسب برای تزریق شوند.
یکی دیگر از اشکالات این اسیدهای ضد جذام وجود باند مضاعف در حلقه ی سیکلوپنتن آنها ست که اثرات سمی و شوک را به وجود می آورد با هیدروزنه کردن این باند مضاعف می توان این نقیصه را برطرف کرد. ترکیبات گروه تا حدی اثرات دارویی دارند سرامد این گروه اینوزیتول می باشد که به قند حیوانی نیز معروف است و در اکثر بافت های بدن وخود دارد ولی کمبودش در بدن عوارضی ایجاد نمی نماید.
کلسترول :
كلسترول از دسته ي چربيها (ليپيدها) است كه به غشاي سلول استحكام و انعطاف مي دهد.
حالت طبیعی آن به صورت آزاد یا استریفه اغلب متصل به پروتئید های خون است در مغز ٬ غده فوق کلیوی ٬ زرده تخم مرغ ٬ رنگ های صفراوی و نخاع شوکی نیز وجود دارد.طرز تهیه : لانولین یا مغز استخوان را به وسیله قلیایی صابونی می کنند و کلسترول آزاد شده را از صابون تشکیل یافته به وسیله کلروفرم اتر یا اتر دوپترول استخراج می نمایند. کلسترول هنگام تهیه ی لسیتین از مغز گاو واسب یا زرده تخم مرغ به عنوان ماده ی ثانوی می باشد . عموما کلسترول تجارتی دارای ناخالصی هایی است که نه تنها مربوط به طرز تهیه و منشا آن است بلکه مربوط به فاسد شدن آن در نتیجه اکسیده شدن در مجاورت هوا و نور و تبدیل یافتن به متا و اکسی کلسترول می باشد. كلسترول يكي از عوامل تشكيل رسوب يا نوعي چرك بيولوژيك در جدار شريان ها به نام پلاك است كه تنگ شدن شريانها و سخت شدن جريان اسيد خون به قلب را موجب مي شود. كلسترول به دو صورت در جريان خون وجود دارد جزء بد و مضر كلسترول را LDL و جزء خوب و مفيد آن را HDL مي نامند. اگر LDL موجود در خون اكسيد شود به شكل مسموميت زا در ميايد. كه اين مسموميت زايي را مي توان با مصرف غذاهاي سرشار از مواد ضداكسيدكننده كاهش داد.از جمله انتي اكسيدانهايي كه باعث كاهش سطح LDL در خون مي شوند تركيباتي تحت عنوان فلاونهاي پلي متوكسيلات( PMFs) آنتي اكسيدانهايي هستند كه به گروهي از مواد شيميايي گياهي به نام فلاونوئيدها تعلق دارند.فلاونوئيدها در انواع ميوه ها سبزيجات و چاي نيز موجودند. اين دسته از مواد در پوست مركبات به صورت قابل جذب در بدن وجود دارد عصاره ي مركبات حاوي مقدار جزئي از فلاونوئيدها است در حاليكه پوست آنها 20 برابر بيشتر داراي تركيبات فلاون است. ماست هم در كاهش LDL موثرميباشد علاوه بر استفاده از اين مواد غذايي مفيد بايد در رژيم غذايي از محتواي كمتر چربي اشباع شده گنجانده شود.براي افزايش جزء مفيد كلسترول HDL توصيه مي شود از ماهيهاي چرب كه سرشار از چربي امگا.3 هستند مثل ماهي قباد ٬سالمون٬تون و كيلكا استفاده شود.
منبع
چندریختیهای پتاسیم فلدسپات عبارتاند از: سانیدین، ارتوکلاز، میکروکلین و آدولاریا. آنورتیت و آلبیت به این امتیاز که میتوانند جانشین شوند و در ساختمان کانی پلاژیوکلاز شرکت میکنند، میان فلدسپات سدیم (آلبیت) و فلدسپات پتاسیم، جانشینی محدرودی وجود دارد و فلدسپاتهای این سری به انواع آلکانی فلدسپاتها شهرت دارند.
منبع: