ژنده پيل
در روزگار سلجوقيان، در سال 440 هجري قمري در قريه نامق، از سلسله جرير بن عبدالله (از صحابي معروف) کودکي چشم به جهان گشود که او را "احمد" خواندند و بعدها به احمد جامي نامقي شهرت يافت. شيخ الاسلام، قطب الاوتاد، شيخ احمد ژنده پيل، پير جام، شيخ جام از القاب اوست.
در دوران جواني به دنبال يک هيجان شگرف دروني و به مدد بارقه اي روحاني از تأمل در گذشته خويش نادم گرديد و به توبه اي نصوحانه و استوار نائل گشت و دست از هر چه ناخوب و نابساماني است بشست:
غره مشو که مرکب مردانِ مرد را
در سنگلاخ باديه پي ها بريده اند
نوميد هم مباش که رندان باده نوش
" ناگه به يک ترانه به منزل رسيده اند"
پس از اين طبع و روح او رنگي تازه و جلايي خاص به خود گرفت ، در اين هنگام لازم مينمود حلقه ربطي ميان زندگي بوالهوسانه احمد از روزگار بطالت و دوره توبه وتقدس او پيدا شود و آن اعتزال و رياضت و کوه نشيني بود، پس دامن از خلق در کشيد و عزلت و خلوت گزيد. در اين مدت 18 ساله که در ارتفاعات نامق و کوهستان بزد گوشه نشيني اختيار کرده بود، با فراغت و به دور از آلودگي ها و ازدحام غوغا وعوام، به مطالعه و تفحص در قرآن و تفاسير و اخبار و تحقيق در حال عرفا ( و هر آنچه براي رسيدن او به درجات متعالي لازم مي نمود) پرداخت.
در چهل ساگي به نيت تعليم وهدايت بي راهان وموعظه تبه کاران قدم به عرصه ارشاد نهاد و به مجلس گقتن و تصنيف رسالات و کتب مختلف در زمينه ابلاغ رسالت ديني و اجتماعي خويش پرداخت. علاوه بر اين با انگيزه ترويج شريعت الهي اسلام و تهذيب و ارشاد مردم به سير در آفاق و انفس پرداخت و سفرهاي متعددي به نقاط مختلف اختيار کرد. در خلال اين سفرها بود که قبول سخن و نفوذي کم نظير در طبقات مختلف بوجود آورد و مردمان گروه گروه با ارادت قلبي و خلوص نيت و شور وشوق به گرد او آمدند واز سخنان تازه وشورانگيز و مجالس او بهره ها گرفتند.
از آثار احمدجام در حال حاضر يک رساله به نام "رساله سمرقنديه"، شش کتاب به نامهاي "انس التائبين"، "مفتاح النجات"، "بحارالحقيقه"، "کنوزالحکمه"، "روضة المذنبين"، "سراج السائرين" و يک ديوان شعر موجود است.
شيخ جام در سال 536 هجري قمري چشم از دنياي فاني فروبست و رخت جاودانگي به حرم دوست کشيد. پيکر اين پير فرزانه در معدآباد که بعدها به جام شهرت يافت مدفون گشت و اکنون ستاره بي چون و چراي تربت جام شناخته مي شود. اميد است که بتوان گوشه اي از جلوه هاي ترقي و کمال را از نوشته هاي ارزشمند اين عارف نامي دريابيم وآن را در زندگي خود بکارگيريم.
چون تيشه مباش و جمله زي خود متراش
چون رنده زکـــــار خويش بي بهره مباش
تعليم زاره گير در امر معــــــــــــــــــاش
چيزي سوي خود مي کش و چيزي ميپاش