ابوعبدالله جعفربن محمدبن حکیم‌بن عبدالرحمن‌بن آدم رودکی از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری‌ست. وی در تاریخ (۳۲۹ هجری قمری) درگذشت. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. از کودکی نابینا بوده است و به‌روایتی بعدها کور شد. رودکی در روستایی به‌نام بنج [۱]در ناحیه رودک در نزدیکی نخشب که امروزه با نام قرشی در ازبکستان است به‌دنیا آمده است. 

 زندگی و مرگ

 رودکی در دربار امیر نصر سامانی بسیار محبوب شد و ثروت بسیاری به دست آورد. می‌گویند رودکی در حدود یک صدهزار بیت شعر سروده است[۲] و درموسیقی، ترجمه و آواز نیز دستی داشته است.

 وی اسماعیلی بود و نصر نیز نخستین امیری بود که این مذهب را پذیرفت و به مبلغان اسماعیلی اجازه داد تا در قلمروش آزادانه مذهب خود را تبلیغ کنند.

 پس از خلع نصر سامانی، عده‌ای در پی آزار و اذیت رودکی و سایر اسماعیلیان برآمدند، رودکی از دربار طرد شد و در در زادگاه خود با فقر درگذشت. رودکی در هنگام مرگ کور بود. عده ای اورا نابینای مادرزاد می دانند و گروهی معتقدند که بعدها نابینا شده اسنت.

 شعر

 می‌گویند توان و چیرگی رودکی در شعر و موسیقی به اندازه‌ای بوده است که نیروی افسونگری شعر و نوازندگی وی در ابونصر سامانی چنان تأثیر گذاشت که وی پس از شنیدن شعر «بوی جوی مولیان» بدون کفش، هرات را به مقصد بخارا ترک کرد.

بوی جوی موليان آيد همی                    ياد يار مهربان آيد همی

:ريگ آموی و درُشتی‌های او                        زيرپايم پرنيان آيد همی

آب جيحون از نشاط روی دوست                   خنگ ما را تا ميان آيد همی

ای بخارا ، شاد باش و دير زی                      مير زی تو شادمان آيد همی

مير سرو است و بخارا بوستان                     سرو سوی بوستان آيد همی

مير ماه ست و بخارا آسمان              ماه سوی آسمان آيد همی

 

 مهم‌ترین اثر او کلیله و دمنه منظوم است. جز آن سه مثنوی از او به ما رسیده و از بقیه اشعارش جز اندکی نمانده است.

 منابع

 ویکی پدیا